زين الدين محمود واصفى
259
بدايع الوقايع ( فارسى )
داشتند به اين كمينه انعام فرمودند . جناب شريعتمآب ، فضيلت انتساب ، مولانا غضنفر محتسب كه در خراسان از جملهء شاگردان مولانا شيخ حسين بوده ، و مولاناء مشار اليه مىفرمودهاند كه از ماوراء النهر به درس ما مثل اين جوان خوشطبع ذكى الفهم نيامده . و حكمت العين را با جمعى از خوشطبعان مشهور در پيش مولاناء مشار اليه به تمام گذرانيده بود ، به حضرت شيخ الاسلام گفت كه : شخصى از مولانا واصفى امر غريب نقل كرد كه قبول آن پيش عقل از جملهء مستحيلات مىنمايد ، چنين گفت كه : در سمرقند در مجلسى او را از اهل فضل در انشا امتحان نمودند ، هژده انشاء غرا كه در كمال فصاحت و بلاغت بود ، در بديهه انشا كرده كه هريك از آن منشآت پيش منشيان ماهر و سخنوران متبحر يك روزه كار است . خواجه فرمودند كه : ما هم اين سخن را شنيديم و باور نكرديم ، با آنكه جمعى كثير گواهى دادند . مولانا غضنفر فرمودند كه : چه باشد كه از براى دفع اين دغدغه باز امتحان به ميان آيد . خواجه فرمودند كه « 1 » : اين قضيه اظهر من الشمس و ابين من الامس است . ما را شرم مىآيد كه تغافل نمائيم و راه بىانصافى پيمائيم . مولانا غضنفر فرمودند كه : ما را به يكچند مكتوب احتياج است ، اگر از ايشان التماس نمايم بر وجهى كه نه بر سبيل امتحان باشد ، تواند بود . خواجه فرمودند كه : اين دور از كار نيست . يكى از ملتمسات مشار اليه بود كه به يكى از ارباب حسن و جمال مكتوبى نوشته شود ، كه مشار اليه به سعى يكى از مصاحبان آن جوان از شخصى باغى خريده بود ، و از آن به غايت پريشان و پشيمان گرديده ، حكم فرمايند كه آن مصاحب « 2 » ايشان آن شخص را « 3 » به فسخ بيع آن باغ راضى گردانند . و آن مكتوب اين است كه نوشته شد :
--> ( 1 ) - در نسخه B 2 از اينجا دو صفحه با خط تازهاى است ( 2 ) - A : مصاحبان ( 3 ) - P : آن سخن را